اوت 13, 2011
عزیز بی نظیری در زندگیم دارم که مدت هاست روزهای خوبی را نمی گذراند، نه اینکه روزهای بدی را بگذراند ولی روزهای خوبی هم نیست، هر وقت که طاقتش طاق شده و با هم صحبت کرده ایم به من می گوید، مردم اینقدر توی زندگیشان مشکل دارند که مسئله من اصلا در برابر آن ها به چشم نمی آید. امشب اتفاقی چند دقیقه آخر برنامه ماه عسل را دیدم پدر و مادری بودند و دو فرزند دوقلو که از ناحیه کبد به هم چسبیده بودند، نوزاد بودند ، چند ماهه فکر می کنم…
لرز بدی من را فرا گرفت، لبخندهای پدر و مادرشان کار را سخت تر می کرد، لحظه لحظه زندگیشان را به پای بچه هایی می ریزند که آینده شان مبهم است و… مجری هم ابایی نداشت که لاله و لادن را به پدر و مادر یادآوری کند!
از همان لحظه اول یاد جمله این نازنین زندگیم افتادم… مردم اینقدر مشکل دارند که مسئله های من اصلا در مقابلشان به چشم نمی آید. گیرم که از جهات مختلف و مسئله های متنوع ، روزهای سختی باشد .
هنوز هم که می نویسم با یاد چهره آن پدر و مادر می لرزم!
…
نوشته شده در22 مرداد
…………..
پ.ن: اینجا هم که الحمدالله رسانه بی مخاطب است!
اوت 15, 2011 at 06:39
رفیق شفیقم در باب ِ آن کتاب جلال این را از من بشنو که در آن سن بحرانی ِ آرمان و آرزو من و تو این حرفها را نمی فهمیدیم نه که خنگ باشیم، نه. سنمان می گفت که نباید بفهمیم که اگر قرار به فهمیدن بود من باید از پدرم می شنیدم و می فهمیدم. آن سن شیفتگی که غم نان نمی فهمید. نان می آمد و می رفت و ما به تغییر و آرمان و قهرمان شدن فکر می کردیم. من که شخصا به کمتر از اوریانا فالاچی رضایت نمی دادم!
مانیای عزیز دل من، آن روزها که با هم می آمدیم و می رفتیم و تو می نوشتی و من توی آن اتاق شیشه ای می خواندم، آن روزها من و تو تازه گوشمان برای شنیدن حرفهای امثال جلال آماده بود. مثل من که بعد از قریب ده سال که از خواندن سنگی بر گوری ِ جلال می گذرد تازه می فهمم که دنباله نداشتن و عقیم بودن یعنی چه. آن روزها نمی فهمیدم.
در باب غم و غصه ها هم بگویمت جان ِ دلم که روزگار است و همین غمها. تو که خدای به آن مهربانی داری دلت آرام که این خدایی که من می شناسم هیچ وقت با غمها تنهات نمی گذارد.
باقی بقایت نازنینم
اوت 17, 2011 at 21:05
اینجا چرا باز نمیشد؟!
چند روزه که تلاش میکنم اما راه به جایی نمیبردم!
من هم با صحبت دوست عزیزت کاملا موافقم. زمانی هست که با دیدن مشکلات دیگران، برای تو راهی باقی نمیمونه جز شکر و رضایتمندی از زندگی خودت.